به گزارش شهرآرانیوز؛ کتاب «قحطی بزرگ مائو: تاریخ فاجعهبارترین بحران چین، ۱۹۵۸-۱۹۶۲» نوشته فرانک دیکوتر با ترجمه حامد محلوجی از سوی انتشارات کتابستان برخط منتشر شد. این کتاب پژوهشی گسترده درباره یکی از تلخترین فصلهای تاریخ معاصر چین است؛ دورهای که با عنوان «جهش بزرگ رو به جلو» شناخته میشود و در روایتهای رسمی پیشین عمدتا بهعنوان نتیجه سلسلهای از بلایای طبیعی توصیف میشد.
این کتاب تاریخی بیسابقه و پیشگامانه از قحطی بزرگ چین که دوران مائوتسه تونگ و تاریخ جمهوری خلق چین را از نو روایت میکند. بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ چین به جهنمی فرو رفت. مائو تسه تونگ با طرح جهش بزرگ به جلوه تلاشی برای رسیدن به بریتانیا و پیشی گرفتن از آن در کمتر از پانزده سال، کشورش را به ورطه جنون کشاند. این آزمایش با بزرگترین فاجعهای که کشور تا به حال به خود دیده بود به پایان رسید و دهها میلیون نفر را به کام مرگ کشاند. این آغاز وقایعنگاری گیرا و باشکوه فرانک دیکوتر از دورانی در تاریخ چین است که گمانهزنیهای زیادی در مورد آن وجود دارد، اما هرگز پیش از این به طور کامل مستند نشده بود.

دیکوتر برخلاف آنچه هیچ کس پیش از این نگفته است، روشن میکند که «جهش بزرگ به پیش» نه تنها برنامهای نبود که کشور را در میان ابر قدرتهای جهان ارتقا دهد و قدرت کمونیسم را - آن طور که مائو تصور میکرد - ثابت کند، بلکه کشور را در جهت دیگری تغییر داد. این برنامه نه تنها به یکی از مرگبارترین کشتارهای جمعی تاریخ بشر تبدیل شد - حداقل چهل و پنج میلیون نفر کار کردند، گرسنگی کشیدند یا تا سر حد مرگ کتک خوردند - بلکه «بزرگترین تخریب املاک و مستغلات در تاریخ بشر» را نیز رقم زد. زیرا تا یک سوم از کل خانهها به آوار تبدیل شدند. این آزمایش برای دنیای طبیعی نیز فاجعهبار بود، زیرا زمین در پی کشف دیوانهوار فولاد و سایر دستاوردهای صنعتی ویران شد. روایت استادانه دیکوتر تاریخ جمهوری خلق چین را از نو روایت میکند.
دیکوتر با اتکا به اسناد آرشیوی محلی و استانی حزب کمونیست اسنادی که برای نخستینبار در اختیار یک تاریخپژوه قرار گرفته این روایت را مورد بازنگری جدی قرار میدهد و نشان میدهد که ریشه فاجعه نه در طبیعت، بلکه در ساختار تصمیمگیری سیاسی و نظام مدیریتی آن دوران نهفته بوده است. در بازسازی دیکوتر، قحطی محصول مجموعهای از سیاستهای آرمانگرایانه و سختگیرانه بود؛ سیاستهایی، چون جمعیسازی اجباری، برنامههای صنعتی غیرواقعگرایانه همچون تولید فولاد خانگی، و سازوکاری مبتنی بر ترس که در آن شکست در اجرای سهمیهها با مجازاتهای شدید همراه میشد.
این ساختار به ایجاد «چرخهی مرگبار اطلاعات جعلی» انجامید: کادرهای محلی برای گریز از تنبیه، میزان تولید را چند برابر گزارش میکردند؛ دولت مرکزی که بر پایهی همین گزارشهای ساختگی تصمیمگیری میکرد، سهمیههای سنگینتری تعیین میکرد و در نتیجه ذخایر واقعی غله از روستاها خارج میشد. به این ترتیب، بسیاری از مناطق حتی حداقل غذایی لازم برای بقای جمعیت خود را نیز از دست دادند و کشور وارد بحرانی شد که بنا بر مستندات کتاب، حدود ۴۵ میلیون قربانی بر جای گذاشت.
دیکوتر در تحلیل خود نشان میدهد که چگونه «عدم تقارن اطلاعات» و «اجبار سیستماتیک» میتوانند یک اقتصاد را از درون متلاشی کنند. در چنین نظامی، واقعیت تولید هرگز به سطح تصمیمگیری منتقل نمیشود؛ زیرا سازوکار اداری بر پایه تشویق گزارشهای بیشنماییشده استوار است. در جایی که دولت سهمیهای بسیار فراتر از ظرفیت واقعی تعیین میکند، فشار سیاسی و اداری مقامات محلی را ناگزیر میسازد آمارها را دستکاری کنند. به دنبال آن، غله استخراجشده از روستاها نه بر اساس تولید واقعی، بلکه بر اساس آمار ساختگی محاسبه میشود و در نهایت مقدار باقیمانده برای مردم به میزانی کمتر از نیاز زیستی میرسد.
این سازوکار معیوب، حلقههای بازخورد اقتصادی را از کار میاندازد و یک جامعه را ناخواسته به سمت قحطی گسترده سوق میدهد. کتاب از نظر روشی نیز چشمگیر است؛ دیکوتر تنها به تحلیل اقتصادی بسنده نمیکند، بلکه اثرات اجتماعی، زیستمحیطی و روانشناختی بحران را نیز ثبت میکند. روایت او با وجود حجم عظیم دادهها، نگاه انسانی خود را حفظ میکند و اجازه نمیدهد قربانیان در چارچوب اعداد بیروح محو شوند.
با اینحال، برخی پژوهشگران به محدودیتهایی نیز اشاره کردهاند: برآوردهای جمعیتشناختی این دوره همیشه در معرض خطای ساختاریاند و لحن انتقادی شدید کتاب، هرچند مستند، گاه از بیطرفی خشک تاریخنگاری فاصله میگیرد. در مجموع، «قحطی بزرگ مائو» تحلیلی چندلایه از نحوه فروپاشی سازوکارهای تصمیمگیری در یک نظام تمرکزگرا است. کتاب نشان میدهد که چگونه جایگزینی واقعیت با آرمان، ترس با بازخورد، و گزارشهای ساختگی با دادههای واقعی، میتواند در سطح ملی به فاجعهای انسانی منجر شود. این اثر نه تنها یک مستند تاریخی، بلکه مطالعهای عمیق دربارهی شکنندگی سیستمهایی است که جریان اطلاعات در آنها دچار اختلال ساختاری میشود.

فرانک دیکاتر (Frank Dikötter؛ زادهٔ ۱۹۶۱) یک تاریخنگار اهل هلند است. بیشتر فعالیتهای تاریخی او بر روی تاریخ معاصر چین و شخص مائو تسهتونگ است که به خاطر نگاشتن کتاب قحطی بزرگ مائو در سال ۲۰۱۱ برنده جایزه ادبیات غیر استانی ساموئل جانسون شد. او همچنین در گذشته یکی از استادان دانشکده مطالعات مشرق زمین و آفریقا در دانشگاه لندن بوده است. او هماکنون یکی از استادان دانشگاه هنگ کنگ است.
کتاب «قحطی بزرگ مائو» نوشته فرانک دیکوتر با ترجمه حامد محلوجی از سوی انتشارات کتابستان برخط در ۴۹۹ صفحه و قیمت ۸۰۰ هزار تومان منتشر شد.
منبع: ایبنا